پایگاه اطلاع رسانی ثمین | Samiin.ir
  • ورود شما را به اولین پایگاه اطلاع رسانی رسمی محافل مذهبی استان کرمانشاه گرامی می داریم
کد خبر: 2510
تاریخ انتشار: 1396/06/17 - 07:06

شب عید امام المتقین است

غدیر خم کمال و ذات دین است


به نامش می خورم سوگند حیدر

ستون آسمانها و زمین است


همان شاهی که با جمع گدایان

همیشه دمخور است و همنشین است


یکی از جلوه های بی نظیرش

شب معراج ختم المرسلین است


سوار کشتی اش اهل نجات است

ولای او همان حصن حصین است


نکن شک، منکر روز غدیرش

لعین ابن لعین ابن لعین است


خدا فرمود ای پیغمبر ما

تو اتمام رسالاتت در این است


بگو ختم کلام دین همین است

فقط حیدر امیرالمومنین است


علی تورات و انجیل است و قرآن

علی ایمان علی  رضوان علی جان


علی یاسین و قاف و صاد و صافات

علی یوسف ، محمد ، نوح ، لقمان


علی قدر و نبأ ، زلزال و طاها

علی اخلاص و نصر و عصر و انسان


علی حمد و علی کهف و علی نور

علی فتح و علی اعراف و فرقان


علی فجر و علی شمس و علی نجم

علی مُلک و قصص ، اعلی و رحمان


علی روم و بروج و انشراح است

علی انفال و یونس ، حج و میزان


علی کوثر ، قلم ، تکویر ، فاطر

علی حشر و ضحی و آل عمران


علی رعد و معارج ، طور و تین است

فقط حیدر امیرالمومنین است


مراد نوح و آدم کیست ؟ حیدر

امیر اهل عالم کیست حیدر


دلیل آفرینش کیست زهرا

ولی الله الاعظم کیست حیدر


دلیل روحبخشِ بی نظیرِ

دمِ عیسی بن مریم کیست حیدر


امام و مقتدا و رهنمای

رسولان مکرم کیست حیدر


منا و مشعر و رکن و مقام و

صفا و سعی و زمزم کیست حیدر


کسی که با نبی در صدر اسلام

قدم برداشت محکم کیست حیدر


نخستین پهلوان در عرصۀ جنگ

که بر میداشت پرچم کیست حیدر


که نصّ آیۀ اکمال دین است ؟

فقط حیدر امیرالمومنین است


گدای این درم الحمدلله

غلام حیدرم الحمدلله


فقط بر درگه این خانواده

از این که نوکرم الحمدلله


خدا را شکر نامش را دمادم

به لب می آورم الحمدلله


فراوان ریخته در بارگاهش

کرم روی کرم الحمدلله


نصیبم می شود با دست مولا

طوافش در حرم الحمدلله


دوتایی یاعلی دادند یادم

پدر با مادرم الحمدلله


پس از مرگم می آید شک ندارم

به بالای سرم الحمدلله


اذان بی نام او تحریف دین است

فقط حیدر امیرالمومنین است


مهدی مقیمی


اشعار آیینی ویژه عید سعید غدیر خم


 * حال بر دست پیغمبر شاد باش *


روی لب گفتند بخٍ یا علی

زیرلب گفتند حرفی با علی


حال بر دست پیغمبر شاد باش

بعد از آن آماده بیداد باش


آنکه اول بهر بیعت می دوید

نقشه ی قتل پیغمبر را کشید


عقده بدر و احد ابراز شد

فتنه ای با نام دین آغاز شد


وقت آن شد تا سوابق روشود

روی اصلی منافق روشود


مردم از راه حقیقت گم شدند

شاخه های گل همه هیزم شدند


در بهشت قرب  احمد آمدند

درمیان خانه زهرا را زدند


دستهایی که به روی دست بود

خالق هستیِ هرچه هست بود


با عمامه دورگردن بسته شد

امت واحد هزاران دسته شد


ناله  زهرا ی اطهر می رسید

خویش را دنبال  حیدر می کشید


بوسگاه  مصطفی آتش گرفت

فاطمه سرتا به پا آتش گرفت


چادر ی که برتر از سجاده بود

زیر پای این و آن افتاده بود


فاطمه می گفت  بابا می زدند

مرتضی می گفت زهرا می زدند


قاسم نعمتی


اشعار آیینی ویژه عید سعید غدیر خم


 * مسلم و کافر ندارد نام مولایم علی *


از مقام یا صنم پر می کشد تا یا صمد

بت پرستی که ز بوی عشق می گیرد مدد


مسلم و کافر ندارد نام مولایم علی

مثل اکسیری نهفته در دل هر خوب و بد


از تمام خانه هایی که گدا را می خرند

من فقط پشت در این خانه را هستم بلد


نیست از نام علی نامی بلند آوازه تر

نیست فرقی بین او با قل هوالله احد


ما علی گفتیم اما مرتضی وقتِ نَبرد

ذوالفقارش را به جز با ذکر یا زهرا نزد


هر که از عشق علی مرتضی دم می زند

حق به نامش سر در فردوس پرچم می زند


هر کسی پای تو را بوسید آقا می شود

چشمه ای که پای تو جوشید دریا می شود


هر کسی  گم کرده راه بندگی را عاقبت

در صراط المستقیم قرب پیدا می شود


از نگاهی که به سلمان کرده ای پیداست که

کافر دین با نفسهای تو مِنّا می شود


فرق بین شاه و رعیت نیست در فیض حضور

هر که می آید در ایوان نجف جا می شود


خوش به حال امّتی که طبق گفتار نبی

مرتضی در خانه ى آن قوم بابا می شود


ما و احسان قدیمت یا صراط المستقیم

اِهدنا سوی حریمت یا صراط المستقیم


از رطوبت های چشمان تو شبنم شد درست

شبنم افتاد و زمین گل گشت آدم شد درست


نوح را نجّار کرد عشق علی و بعد از آن

بهر قوم نوح یک کشتی محکم شد درست


رَد نعلین علی را دید رویش پا کشید

تا که زیر پای اسماعیل زمزم شد درست


اسم اعظم بود و در عیسی تجلی کرد و بعد

آن دم احیا گر عیسیَ ابنِ مریم شد درست


آنقدر خرمای کال از دکّه ى تمار برد

تا که آخر کار و بار دخل میثم شد درست


در غدیر خم پیمبر چند ساعت داد زد

آی مردم با ولایت دین خاتم شد درست


آفتاب دین پیمبر، تو قمر بودی علی

یک شبی را با چهل تن تا سحر بودی علی


ساقی امشب میگساری ها به وصلت منجر است

چون به جای کاسه لبهایم کنار کوثر است


جرعه نوشم کن، خرابم کن، بیندازم ز پا

زانویم پیش شما افتاده باشد بهتر است


چند تا رکعت رکوعت را بیفزا، پشت در

در میان سائلان دعوا سر انگشتر است


عرش را در زیر پا داری وگرنه کِی کسی

جای پاهایش به روی شانه ى پیغمبر است


سرزده کافیست تا که عازم میدان شوی

تار و مار رقص شمشیر تو صدها لشگر است


از دم تیغت گذر کردند سرها بی شمار

لا فتی اِلّا علی لٰا سیف اِلّا ذوالفقار


ای سر تو یک سر و گردن سر از سردارها

ای به امید تماشایت همه بازارها


پیش ما بیچاره ها سر کردن از نقص تو نیست

تو گل باغ ولایی در کنار خارها


مادران از کودکی دادند یاد بچه ها

با علی باش و مشو دل ناگَرانِ کارها


تو همین که فاطمه باشد کنارت کافی است

می روند از دور تو بعد پیمبر یارها


بعد پیغمبر تویی با خانه ای که سوخته

با غم زهرا و آن دردانه ای که سوخته


مانده جای غزوه های سخت و سنگین بر تنت

سر به زیر آورده با تیغ نگاهت دشمنت


آخر ای مولا تو را با جنگهایت بنگریم

یا به آن بچه یتیم شهر، کولی دادنت


آن مدالی که غدیر انداختی را بنگریم

یا طنابی که می افتد دور دست و گردنت


آنقدر طولی نینجامد تو را لبخندها

زود می آید زمان وای زهرا گفتنت


همسرت را پیش چشمان تو آتش می زنند

شعله ى کین را می افروزند روی گلشنت

برچسب ها:
نظر شما
جهـت ارسـال نـظـر کـلیـک کنیـد
آخرین عناوین