پایگاه اطلاع رسانی ثمین | Samiin.ir
  • ورود شما را به اولین پایگاه اطلاع رسانی رسمی محافل مذهبی استان کرمانشاه گرامی می داریم
کد خبر: 38
تاریخ انتشار: 1392/11/11 - 17:34
امین شیرزادی(کرمانشاه)


در رود زمانه پیچ و تاب افتاده ست
خورشید به خوف و اضطراب افتاده ست
ظهر است، در آئینۀ چشمان فرات
تصویر بلند آفتاب افتاده ست
زآن روز که در حسرت لبهای تو ماند
آتش به سراپردۀ آب افتاده ست
*
طفلان قبیله، تشنه لب می مانند
عباس دلاور از رکاب افتاده ست


-----------------------------------------------------------------------------------------


ترا با نام دیگر می شناسند
ترا با خون و خنجر می شناسند
گلوی پارۀ شش ماهه ات را
همه گلهای پرپر می شناسند
تمام تشنگان کور باور
ترا از آب بهتر می شناسند
تهی از باور عشق است آری
ترا آنجا که کمتر می شناسند
غم عباس، آن کوه وفا را
یلان بی برادر می شناسند



-----------------------------------------------------------------------------------------

برچسب ها:
نظر شما
جهـت ارسـال نـظـر کـلیـک کنیـد
آخرین عناوین