پایگاه اطلاع رسانی ثمین | Samiin.ir
  • ورود شما را به اولین پایگاه اطلاع رسانی رسمی محافل مذهبی استان کرمانشاه گرامی می داریم
کد خبر: 88
تاریخ انتشار: 1392/11/15 - 08:52
استاد حاج غلامرضا ســازگار

امام رضا (ع) :

خراسان، در عزاى ميهمانت سوگوارى كن

 تو هم مثل مدينه، در غم او بى قرارى كن

خراسان، لاله دامان زهرا در تو پرپر شد

  به داغ لاله ها سوگند، بر او سوگوارى كن

خراسان، پاره قلب پيمبر پاره شد قلبش

 بنال و در غمش، خون دل از هر ديده جارى كن

خراسان، تا نگويد كس رضا را نيست غمخوارى

به جاى خواهرش معصومه بر اين كشته، زارى كن

خراسان، زهر كارى، خانه خلوت، ميهمان تنها

تو او را در كنار حجره در بسته، يارى كن

خراسان، خوب از مهمان خود كردى پذيرايى

 از اين مهمان نوازى پيش زهرا شرمسارى كن

خراسان، در كنار جسم پاك يوسف زهرا

 ز صورت پاك تو اشك جواد و آه و زارى كن

خراسان، تا برآيد ناله از باغ وگل و بلبل

 فغان بر باغبان، در فصل گلهاى بهارى كن

خراسان، تا اميد نا اميدان در جهان باشى

چو «ميثم» بر در اين آستان، اميدوارى كن


-------------------------------------------------------------------
امام حسین (ع) :


جواب ناله دل­های خسته بر لب تو است

که را صدا کند آن کو تو را صدا نکند

هزار مرتبه حیف از نماز مرده بر او

که زنده ماند و جان در رهت فدا نکند

‏رضا مباد خدا ازکسی که در همه عمر

تو را به قطره اشکی ز خود رضا نکند

رهایی همه عالم بود به دست کسی

که هو چه بر سرس آ ید تو را رها نکند

کشیدم از دو جهان آستین که دولت عشق

مرا به جز در این آستان، گدا نکند

‏کسی که خاتم خود را دهد به دشمن خود

چگونه ازکرم خود نگه به ما نکند

گذشت عمر و اجل پر زند به دور سرم

بمیرم و نروم کربلا خدا نکند
----------------------------------------------------------------------
مناجاتی ( امام حسین   ع ) :


گریه اگر کنم همى، بهر تو گریه مى ‏کنم
ورنه زدیده ‏ام عبث اشک رها نمى ‏شود
گِرد حرم دویده ‏ام، صفا ومروه دیده ‏ام
هیچ کجا براى من کرب وبلا نمى ‏شود
کسى که گشتِ گرد تو، گرد گنه نمى ‏رود
پیرو خط کربلا، اهل خطا نمى‏ شود
عمر گذشت و وا نشد، راه زیارتت به من
حاجت این شکسته دل، چرا روا نمى شود
جز سر غرقه خون تو که شد چراغ قافله
رأس بریده بر کسى، راهنما نمى‏ شود
اى بدن تو غرقه خون ، وى سر و روت لاله گون
با چه خضاب کرده ‏اى، خون که حنا نمى شود
کرببلا و کوفه شد، سخت به عترتت ولى
هیچ کجا به سختى، شام بلا نمى‏ شود
چوب به دست قاتلت سوخت و گفت این سخن
جاى سر بریده در، طشت طلا نمى‏ شود
سوز درون میثمت، بوده شرارى از غمت
ورنه ز شعرش این چنین، شور به پا نمى ‏شود
---------------------------------------------------------------------
حضرت رقیه (س) :


ای فاطمه را سرور سینه

زهرای سه ساله در مدینه

خورشید به سایه ی نگاهت

آغوش حسین جایگاهت

در سنّ صِغر بزرگ بانو

عصمت زده پیش پات زانو

تو سوره ی کوثر حسینین

آیینه ی مادر حسینی

بین اُسرا امیر اسلام

از سوی پدر سفیر اسلام

یادآور فاطمه قنوتت

فریاد حسین در سکوتت

فریاد خدا خدا خدایت

جوشیده زاشک بی صدایت

دل ها به محبّت تو پابست

قرآن حسین بر سر دست

نازک بدنت پر از نشانه

از بوسه ی گرم تازیانه

از خون سرت زضربت سنگ

گیسوی مقدّت شده رنگ

تو عطر بهشت کربلایی

در شامی و کعبه ی ولایی

تو بود و نبود اهل بیتی

تو یاس کبود اهل بیتی

روی تو حسین را صحیفه

آزرده زسیلی سقیفه

بر فرق تو ریخت ای گل پاک

خاکستر و سنگ و خار و خاشاک

ای رأس عمو چراغ راهت

کرده زفراز نی نگاهت

ای ماه به خاک آرمیده

برخیز ستاره ات دمیده

چشمی بگشا که دلبر آمد

برخیز که یار، با سر آمد

ای چشم حسین، روی حق بین

خورشید به دامن طبق بین

بر دیدن روی یار امشب

رو پوش بزن کنار امشب

دوران غمت به سر رسیده

گم گشته ات از سفر رسیده

تو لالهو باغبانت این است

تو ماهی و آسمانت این است

این است که ظهر روز عاشورا

با گریه شد از تو کم کمک دور

این است که بر تو تاب می داد

از اشگ دو دیده آب می داد

این است که با دلی پر از درد

بر عمّه سفارش تو را کرد

این است که زیر چوب دیدی

قرآن زدهان او شنیدی

این هستی توست در برش گیر

گل بوسه زروی انورش گیر

بگشوده دو چشم خود به سویت

با گریه نگه کند به سویت

من داغ گل مدینه دارم

آتش به درون سینه دارم

جان را شرری زناله کردم

دل را حرم سه ساله کردم

در ماتم او سیاه پوشم

پیچیده صدای او به گوشم

آن طفل یتیم داغ دیده

گوید به سر زتن بریده

کای مهر سحر طلوع کرده!

مه پیش رخت خضوع کرده

قربان دو چشم نیم بازت

خاموشی و اشگ جان گدازت

این اشک دو دیده ات مرا کشت

رگ های بریده ات مرا کشت

شب از سفر آمدی پدر جان

وقت سحر آمدی پدر جان

گردیده به جای گوشواره

سوغات تو حلق پاره پاره

کی جسم تو را به خون کشیده؟

رگ های گلوت را بریده

گیرم که لبت زچوب خستند

دندان تو را چرا شکستند

چشم تر و کام خشک داری

از خاک تنور مُشک داری

قرآن و خدنگ، وای بر من

پیشانی و سنگ وای بر من

خجلت زده از تو و عمویم

از آب، دگر سخن نگویم

القصّه در آن سیاهی شب

سر بود و رقیّه بود  زینب

بر عمّه وفای خود نشان داد

لب بر لب شه نهاد و جان داد

خاموش چراغ انجمن شد

پیراهن کهنه اش کفن شد
--------------------------------------------------------------------------
ورود اهل بیت به شام :


چه روی داده که در دست شامیان سنگ است

مگر سه ساله ی زهرا به شام مهمان است

میان هلهله ها هیجده سر است به نی

به هر سری نگرم مثل ماهِ تابان است

سری به نوک سنان می خورد لبش بر هم

عیان زحنجر خشکش صدای قرآن است

نقاب بانویی از گرد و خاک و خون سر است

حجاب دخترکی گیسوی پریشان است

سوار ناقه جوانی است در غل و زنجیر

که چشم سلسله بر ساق پاش گریان است

دلا در آتش غم همچو آفتاب بسوز

که سایبان اسیران سر شهیدان است

تن ضعیف و غل و داغ و گردن مجروح

خدای رحم کند آفتاب، سوزان است

هنوز بر لبش آثار تشنه گی پیداست

هنوز آب به او، او به آب عطشان است

یکی نگفت که این سر سرِ مسلمان است

حرامیان ستم پیشه کعب نی نزنید

به کودکی که تنش مثل بید لرزان است

ز دست دختر زهرا طناب باز کنید

که او بر این اسرا یاور و نگهبان است

زسیل اشک جهان را خراب کن "میثم”

که جای گنج الهی به شام ویران است
-------------------------------------------------------------
امام رضا (ع) :


گدایی درت از خلق بی نیازم کرد

که در سوال کسی جز تو را صدا نزنم

هزار بار شدم غافل از تو دیدم باز

فزونی کرمت سوی این حرم کشدم

ز کثرت کرمت ای کریم اهل البیت!

خجالتی که کشیدم هماره می کُشدم

زهی کرامت و لطفت که دعوتم کردی

به جای آن که گذاری به سینه دست ردم

مرا میان سگان درت پناه بده

   و گر نه گرگِ گنه حمله کرده می دردم

بهای یک ثمن بخس هم ندارم لیک

به لطف خویش امام رئوف می خردم

مرا به گلبن عشقش پناه داد رضا

اگر چه نیست به جز مشت خار در سبدم

نهاده ام به روی خویش نام میثم را

بهانه ای ست قبولم کند، اگر چه بدم
-------------------------------------------------------
امام رضا (ع) :


ای رأفت تو رأفت ذات خدا رضا

از پای تا به سر علی مرتضی رضا

نامت از آن رضاست که در عرصه حساب

حق نیست بی‌رضای تو از کس رضا، رضا

هر کس که بیشتر کرمش می‌رسد به خلق

او بیشتر برد به درت التجا رضا

عیسی صفای روح گرفته در این حرم

موسی ستاده بر در تو با عصا رضا

از روضه مقدس تو می‌وزد نسیم

تا باغ خلد، با نفس انبیا رضا

جوشد زبس اجابت از این آستان قدس

گم می‌شود کنار ضریحت دعا، رضا

آغوش خود گشوده برای خوش‌آمدش

از هر دری که سوی تو آید گدا، رضا

خود پیشتر ز خواندن اذن دخول من

بر من نگاه کردی و گفتی بیا رضا

در کوی تو ز بس که رؤفی تو، زائرت

داند ثواب، اگر چه بیارد خطا، رضا

من شرم می‌کنم که بیایم در این حرم

تو می‌زنی مرا ز کرامت صدا، رضا  

آید به گوش دل ز طپش‌های سینه‌ام

دائم صدای زمزمه  یا رضا رضا

در آستان قدس تو انگار می‌کنم

گردیده قسمتم سفر کربلا رضا

نشناختم، امام زمان زائر تو بود

کردم سلام و داد جواب مرا رضا

با آنکه شهریار همه عالمی، کسی

مثل تو نیست با فقرا آشنا رضا

یک بار اگر کند به خراسان زیارتت

بر بازدید زائرت آیی سه جا رضا

اول به خُلد فاطمه گوید جواب او

هر کس صدا زند ز ره صدق «یا رضا»

مولای من به جان جواد الائمه‌ات

دست مرا بگیر، برای خدا رضا

دست مرا گرفتی و سوگند می‌خورم

آقاتری از اینکه نمایی رها رضا

زوار چون به سوی حریمت سفر کنند

باید که جان دهند به گنبد نما رضا

هر کس به عمر خود شده مأنوس با کسی

«میثم» گرفتـه انس بـه مهـر شما، رضا
-------------------------------------------------------------------
اربعین حسینی :


نالۀ کودک تو کاخ ستم را لرزاند

گر چه در گوشۀ ویرانه شد آرام، حسین

به طواف حرم محترمت گردیده

جامۀ ماتم ما حلّۀ احرام، حسین

در طواف سر خونین تو خواندیم نماز

مُهر ما بود فقط سنگ لب ‌بام، حسین

باورت بود که در حال اسیری ببرند

دختر فاطمه را در ملاء عام، حسین

لعنة الله علی آل زیادٍ و زیاد

که ز خون تو گرفتند همه کام، حسین

هدیه بردند سر پاک تو را بهر یزید

تا بگیرند پی قتل تو انعام، حسین

باورت بود که در شام بلا دخترکت

بر روی خاک گذارد سر بی ‌شام، حسین

آتشی بر جگر سوختۀ «میثم» زن

که بسوزد ز غمت در همه ایام، حسین
-----------------------------------------------------------------
اربعین حسینی :


حسینم وا حسین گفت و شنودم

زیارت نامه ام جسم کبودم

چه در زندان چه در ویرانۀ شام

دعا می خواندم و یاد تو بودم

****

برای هر بلا آماده بودم

چو کوهی روی پا استاده بودم

اگر قرآن نمی خواندی برایم

کنار نیزه ات جان داده بودم
----------------------------------------------------------------

برچسب ها:
نظر شما
جهـت ارسـال نـظـر کـلیـک کنیـد
آخرین عناوین